یک تمرین 10 ثانیه ای برای آرام کردن ذهن شما

تمرین با بستن چشم برای آرامش اعصاب و روان

بینش‌هایی روزانه از زندگی در مواجهه با عدم قطعیت, توسط روان‌پزشک و متخصص تغییرات عادت دکتر جود برور.

آیا می‌دانستید که چشمان شما واقعاً پنجره روح شما هستند؟

یا حداقل یک پنجره به حالت عاطفی فعلی شما؟

با درک این که چگونه چشمان شما به احساسات شما متصل می‌شوند، می‌توانید یاد بگیرید که از کنجکاوی استفاده کنید تا به شما کمک کند که از اضطراب و ترس رها شوید.

آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا بسیاری از بازیکنان حرفه‌ای پوکر در طول مسابقات تلویزیونی عینک آفتابی تیره می‌پوشند؟

این به خاطر نور چراغ‌های دوربین نیست. آن‌ها این کار را می‌کنند تا هیچ‌کس بتواند چشم‌های آن‌ها را بخواند تا مزیتی بر آن‌ها کسب کند.

حتی یک واژه برای این کار وجود دارد:

یک “تعریف”، یک تغییر در رفتار و رفتار یک بازیکن است که سرنخ‌هایی از کارت‌ها می‌دهد.

این تغییرات اغلب ناخودآگاه هستند، بنابراین می‌توان آن‌ها را به بازیکنان دیگر گفت که آیا یک دست خوب دارند یا یک فرد بد بدون دانستن آن.

چارلز داروین این نظریه را مطرح کرد که در مواجهه با عدم قطعیت، ما چشمان خود را باز می‌کنیم تا اطلاعات حسی بیشتری را در مورد اینکه آیا در آینده خطر وجود دارد یا نه، جمع‌آوری کنیم.

اگر شما ” کازینوی ” جیمز باند ” را دیده‌اید, ممکن است به خاطر داشته باشید که اوراق‌قرضه سعی در فهمیدن این مرد بد در طی یک بازی با ارزش بالا دارد. من این کار را با گفتن اینکه چطور انجام داد خراب نمی‌کنم.

البته می‌توانید در اینترنت بخوانید. بسیاری از نکات مهم این است که چگونه می‌توانید به چشمان حریف خود تمرکز کنید.

توقف یا ماسک کردن حرکات چشم غیر ارادی و عباراتی که ما در طول زندگی خود نمایش داده‌ایم بسیار سخت است و به جای آن ساده پوشیدن یک جفت سایه تاریک بسیار ساده‌تر است.

بیایید برخی از علوم را در اینجا بررسی کنیم.

ما به طور غریزی با چشمان خود چه کار می‌توانیم بکنیم؟

یک تمرین 10 ثانیه ای برای آرام کردن ذهن شما

آن‌ها را کاملاً باز می‌کنیم. چارلز داروین نظریه‌پردازی کرده بود که در مواجهه با عدماطمینان, ما چشمان خود را باز می‌کنیم تا اطلاعات حسی بیشتری را در مورد اینکه آیا خطر در پیش است, جمع‌آوری کنیم.

گشاد شدن چشم‌ها هنگامی که با نشانه‌های دیگر ترس ترکیب می‌شود, به عنوان یک علامت اجتماعی عمل می‌کند تا به دیگران بفهماند ما می‌ترسیم.

کسی می‌تواند به صورت ما نگاه کند و به سرعت خواند, ” هی, ممکن است خطری وجود داشته باشد, بدون اینکه ما یک کلمه بگوییم.

باز کردن چشم‌های ما واقعاً به خاطر ترس اتفاق نمی‌افتد. این کاری است که ما برای جمع‌آوری انواع دیگر اطلاعات انجام می‌دهیم. ما این را در عبارت معروف “چشمان من کاملاً باز” می‌بینیم، به این معنی که ما چیزی را نادیده نمی‌گیریم و آن را به وضوح می‌بینیم. وقتی واقعاً به یادگیری چیزی علاقه‌مند هستید، چطور؟ زمانی که شما واقعاً کنجکاو هستید، چشم‌های شما چه کار می‌کنند؟ آن‌ها بزرگ و عریض می‌شوند، اینطور نیست؟ این ممکن است جایی باشد که عبارت “شگفتی چشم گشاد” از کجا می‌آید.

در ستون قبلی در مورد این که چگونه می‌توانیم از کنجکاوی برای غلبه بر ترس استفاده کنیم، من در مورد حافظه تداعیگر associative صحبت کردم. این روشی است که ما یاد می‌گیریم احساسات و موقعیت‌های بدن را با احساسات جفت کنیم. برای مثال، بیایید بگوییم که چیزی در مورد ضربه زدن به شما است. شما به طور غریزی در پاسخ به این تهدید چه کار می‌کنید – باز یا بسته؟ بدن خود را ببندید و خود را تا جایی که ممکن است کوچک کنید، و از بازوها و پاهایتان به عنوان سپر استفاده کنید و از سر و اندام‌های حیاتی خود محافظت کنید. حدس بزن چی شده؟ چشم‌های شما هم همین کار را می‌کنند.

بیایید همین الان با این مساله بازی کنیم.

چشمان خود را کاملاً باز کنید و به چیزی فکر کنید که شما را ناامید یا عصبانی کرده باشد. سعی کنید چشمان خود را واقعاً گشاد نگاه دارید و ببینید چقدر عصبانی هستید “اوه، واقعاً عصبانی هستم! ” این کار چقدر خوب انجام شد؟ شرط می‌بندم که خوب نیست. وقتی عصبانی می‌شویم، نور لیزر بر انجام کاری تمرکز می‌کنیم. ما اینجا نیستیم که بپرسیم، ” Hmm، واقعاً چه اتفاقی افتاد؟ بگذارید اطلاعات بیشتری کسب کنم.” مغز ما در حالت جمع‌آوری اطلاعات نیست. در عوض، قصد داریم بر روی هر چیزی که خشم را تحریک می‌کند عمل کنیم. از این رو، وقتی عصبانی می‌شویم چشم‌های ما تنگ می‌شوند، نه کاملاً باز. این حالت چشم‌های تنگ شده از عصبانیت به قدری در آن قفل است که وقتی چشم‌ها را باز می‌کنید و سعی می‌کنید عصبانی شوید، مغز شما گیج می‌شود چون یک عدم تطابق بین حالات چهره و احساسات شما وجود دارد. خیلی سخت است که از چشم تو عصبانی شوم.

حالا اجازه بدهید ورزش دیگری انجام دهیم. تا آنجا که می‌توانید چشم خود را باریک کنید و سپس سعی کنید واقعاً کنجکاو شوید.”  این کار چقدر خوب عمل می‌کند؟ چه خوب، چه خوب! همان چیزی که در اینجا اتفاق می‌افتد: مغز شما برای جفت کردن چشم‌ها به طور واقعی با کنجکاوی و شگفتی باز می‌شود. به یاد داشته باشید: با کنجکاوی، شما در حالت جمع‌آوری اطلاعات هستید. به همین دلیل است که سخت است چشمان خود را باریک کنید و کنجکاو شوید. وقتی سعی می‌کنید، مغز شما می‌گوید:  هی، یک دقیقه صبر کن. اگر شما واقعاً کنجکاو هستید، چشم‌های شما باید باز باشند. مطمئنی که کنجکاو هستی؟ او گفت: “ چشم‌ها به طور کلی برای بیان بسیار عالی هستند. ما با احساسات به مدت زمانی که این دو به شدت جفت شده‌اند، با هم ارتباط چشمی برقرار کرده‌ایم. و دانستن آن، ما می‌توانیم این سیستم ساده را هک کنیم تا به ما کمک کند از سرخوردگی و اضطراب به کنجکاوی حرکت کنیم. این است که چطور.

دفعه بعد که ناامید یا مضطرب هستید، این فرآیند سه‌مرحله‌ای را امتحان کنید: رها کنید و به سادگی از احساسی که احساس می‌کنید نام ببرید.

چشم‌های خود را به طور جدی باز کنید تا کنجکاوی خود را شروع کنید. آن‌ها را به مدت ۱۰ ثانیه به طور واقعی نگه دارید و توجه کنید که چه اتفاقی برای اضطراب می‌افتد (یا هر احساسی که شما شناسایی کرده‌اید). آیا قوی‌تر یا ضعیف‌تر می‌شود؟ آیا تغییر در شخصیت و یا تغییر به روش دیگری تغییر می‌کند؟

هنگامی که این کار را انجام دادید، ببینید که چگونه می‌توانید این تمرین را تکرار کنید. آن را در لحظات کوتاه بسیاری در طول روز تمرین کنید، هر زمان که یک احساس مشکل ایجاد می‌شود تا ببینید آیا می‌تواند شما را کمی باز کند تا به آن احساسات تکیه بزند و از آن‌ها یاد بگیرد (و یادگیری را در مورد خودتان یاد بگیرید)، در حالی که در عین حال به شما کمک می‌کند عادت عجیب بودن را تثبیت کنید.

Author: r.emami

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *